به گزارش روابط عمومی سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاد دانشگاهی، این نشست با حضور دکتر محمدرضا پورعابدی و دکتر علی غفاری مولفان کتاب و دکتر حمید هاشمی، دکتر خسرو قبادی، دکتر عبدالرضا مجدالدین و دکتر حامد علی اکبرزاده و جمعی از مدیران و اعضای هیات علمی جهاد دانشگاهی امروز یکشنبه 26 بهمن ماه در سالن معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی برگزار شد.
در ابتدای نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر علیاکبرزاده رئیس سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاد دانشگاهی ، با خوشامدگویی به حاضران، از حضور نویسندگان، منتقدان و میهمانانی که در این نشست شرکت کرده بودند، قدردانی کرد.
وی با اشاره به جایگاه مأموریتی جهاد دانشگاهی، به وجود دو برداشت رایج از هویت این نهاد اشاره کرد و گفت: یک نگاه، جهاد دانشگاهی را سازمانی فناور با مأموریت تولید دانش و فناوری میداند و نگاه دیگر، بر «سازمان انسانساز» بودن جهاد و تربیت نیروهای متخصص و متعهد تأکید دارد. به گفته او، پرسش اصلی این است که آیا میتوان به «وجه جمعی» میان این دو تفسیر دست یافت و از این همافزایی برای پویایی بیشتر جهاد دانشگاهی بهره برد.
دکتر علیاکبرزاده با اشاره به عنوان کتاب چیرهدستی سازمانی، جهاد دانشگاهی را مصداق یک «سازمان چیرهدست» دانست و افزود: جهاد در طول سالهای فعالیت خود، تجربههای مدیریتی ارزشمندی را پشت سر گذاشته که میتواند بهعنوان دانش انباشته سازمانی، برای مدیران فعلی و آینده مورد استفاده قرار گیرد.
وی یکی از چالشهای مهم جهاد دانشگاهی در سالهای اخیر را «کاهش چابکی سازمانی» عنوان کرد و تصریح کرد: جهاد دانشگاهی که زمانی الگویی از چابکی در حوزه علم و فرهنگ بود، امروز در این زمینه با مشکلاتی مواجه است و بازخوانی تجربههای موفق مدیریتی، از جمله دورههای پیشین مدیریت، میتواند در احیای این ویژگی مؤثر باشد.
رئیس سازمان ترویج مطالعه و نشر جهاد دانشگاهی در پایان، انتشار کتاب چیرهدستی سازمانی را گامی مهم در مستندسازی و انتقال تجربههای مدیریتی جهاد دانشگاهی دانست و تأکید کرد: این کتاب نهتنها برای مدیران و کارکنان جهاد دانشگاهی، بلکه برای مدیران و پژوهشگرانی که از بیرون به تجربههای این نهاد نگاه میکنند نیز قابل استفاده و الهامبخش است.
در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر پورعابدی مؤلف کتاب، با ارائهای تحلیلی، به تشریح ایده محوری و چارچوب نظری این اثر پرداخت و هدف اصلی کتاب را پاسخگویی به یک دغدغه بنیادین در جهاد دانشگاهی عنوان کرد.
وی با اشاره به تحولات پرشتاب محیط کلان علم، فناوری و نوآوری، تأکید کرد: سرعت تغییرات علمی و فناورانه بهگونهای است که دانش بشری هر چند سال یکبار دو برابر میشود و در چنین شرایطی، از دانشگاهها و مراکز پژوهشی دیگر انتظار «پژوهش صرف برای مقاله» وجود ندارد، بلکه خلق ارزش، حل مسئله و بهرهبرداری از نتایج پژوهش به مطالبه اصلی تبدیل شده است.
دکتر پورعابدی با مرور اهداف اساسنامه، چشمانداز و برنامههای توسعه جهاد دانشگاهی گفت: جهاد دانشگاهی از ابتدا نهادی تعریف شده که هم مأموریت پژوهش و نوآوری دارد و هم وظیفه بهرهبرداری، تجاریسازی و کاربردیسازی فناوری. پرسش اصلی کتاب این است که آیا برای این مأموریت دوگانه، پشتوانه نظری و الگوی مدیریتی مشخصی وجود دارد یا خیر.
وی در ادامه با تبیین دو الگوی رایج سازمانی در ادبیات مدیریت، توضیح داد: برخی سازمانها «اکتشافی» هستند و تمرکز آنها بر پژوهش، نوآوری و فناوریهای نوظهور است که معمولاً با ریسک بالا و نرخ شکست زیاد همراه است؛ در مقابل، سازمانهای «بهرهبردار» بر تولید، کارایی و سودآوری تمرکز دارند اما در معرض «تله موفقیت» و ناتوانی در سازگاری با آینده قرار میگیرند. به گفته او، تجربه شرکتهایی مانند کداک، نوکیا و زیراکس نشان میدهد که تمرکز یکجانبه بر هر یک از این دو مسیر، میتواند به افول سازمان منجر شود.
مؤلف کتاب با معرفی مفهوم «سازمان دوسوتوان» یا «چیرهدست» تصریح کرد: سازمان چیرهدست، سازمانی است که بهصورت همزمان توان اکتشاف و نوآوری از یکسو و بهرهبرداری و تجاریسازی از سوی دیگر را داراست؛ همانند انسانی که با هر دو دست یا بازیکنی که با هر دو پا بهخوبی بازی میکند. این سازمانها قادرند هم از تله شکست و هم از تله موفقیت عبور کنند.
دکتر پورعابدی در پایان تأکید کرد: بررسی مأموریتها و ساختار جهاد دانشگاهی نشان میدهد که موسسین این نهاد، جهاد دانشگاهی را، برای تبدیل شدن به یک «سازمان چیرهدست» طراحی نموده اند و کتاب چیرهدستی سازمانی تلاش میکند با ارائه چارچوب نظری و مدیریتی، راه تحقق عملی این ایده را برای مدیران و سیاستگذاران ترسیم کند.
تشریح مفهوم «چیرهدستی سازمانی» و تجربههای جهانی در مدیریت نوآوری
دکتر غفاری مولف کتاب در نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، با تأکید بر اهمیت «دوسوتوانی سازمانی» در سازمانهای علم و فناوری، این مفهوم را ضرورتی اجتنابناپذیر برای بقا و ارزشآفرینی سازمانها دانست.
وی با اشاره به حجم بالای پژوهشهای بینالمللی در حوزه دوسوتوانی سازمانی گفت: در دو ماه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۲۰۰ مقاله علمی در این زمینه منتشر شده، در حالیکه تعداد مقالات حوزههایی مانند مدیریت استعداد یا جانشینپروری بهمراتب کمتر بوده است؛ موضوعی که نشاندهنده اهمیت راهبردی دوسوتوانی در سازمانهای نوآور است.
دکتر غفاری ساختار کتاب را تشریح کرد و افزود: کتاب با تبیین انواع دوسوتوانی از جمله دوسوتوانی ساختاری و زمینهای آغاز میشود و در فصلهای بعد نشان میدهد که دوسوتوانی در نهایت به بازار و ارزشآفرینی منجر خواهد شد. وی تأکید کرد که سازمانهای دوسوتوان، بهطور اجتنابناپذیر وارد مسیر خلق ارزش اقتصادی میشوند.
او با اشاره به فصلهای میانی کتاب، «گرایش کارآفرینانه» و «استارتاپهای درونسازمانی» را از محورهای مهم اثر دانست و گفت: در سازمانهای دوسوتوان، کارکنان بهمثابه تیمهای کوچک کارآفرین عمل میکنند و ایدهپردازی درونی به یک رویه سازمانی تبدیل میشود.
این پژوهشگر در ادامه، مفهوم «چیرهدستی سازمانی» را فراتر از دوسوتوانی دانست و توضیح داد: چیرهدستی به توانایی مدیریت پارادوکسها و تضادهای درونی سازمان بازمیگردد؛ تضادهایی که میان کارکنان عملیاتی و نیروهای پژوهشی یا میان بهرهبرداری و اکتشاف شکل میگیرد. به گفته وی، حل این تناقضها نیازمند «هوشمندی چندگانه سازمانی» و مدیریت آگاهانه پارادوکسهاست.
دکتر غفاری در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به تجربه شرکت گوگل، سیاست «۲۰ درصد زمان آزاد کارکنان برای ایدهپردازی» را نمونهای موفق از اجرای دوسوتوانی و چیرهدستی سازمانی عنوان کرد و افزود: همین رویکرد به گوگل کمک کرد تا در مواجهه با تحولات هوش مصنوعی و رقابت شدید با شرکتهایی مانند OpenAI، توان سازگاری و بازآفرینی خود را حفظ کند.
وی در پایان تأکید کرد: در شرایط کنونی، سازمانهای ایرانی – بهویژه نهادهای عمومی و غیردولتی – دیگر صرفاً با تفکیک ساختارها به دوسوتوانی دست نمییابند، بلکه نیازمند شکلگیری «فرهنگ نوآوری فراگیر» هستند؛ فرهنگی که شکست سریع و کمهزینه را بهعنوان بخشی از فرایند یادگیری سازمانی به رسمیت بشناسد.
در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر هاشمی عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی ، با اشاره به اهمیت مسئله «موفقیت امروز و تداوم موفقیت در آینده» گفت: این دغدغه فقط یک پرسش فردی نیست، بلکه مسئلهای اساسی برای سازمانها و حتی کشورهاست و کتاب چیرهدستی سازمانی دقیقاً به همین پرسش بنیادین پاسخ میدهد.
وی با بیان اینکه کتاب به دوگانههای کلیدی مدیریت میپردازد، افزود: دوگانههایی مانند بهرهبرداری و اکتشاف، کوتاهمدت و بلندمدت، پژوهش و تجاریسازی، ثبات و تحول، نوآوری تدریجی و نوآوری رادیکال، نظم و انعطاف و همچنین «تله موفقیت» و «تله شکست» از محورهای اصلی کتاب هستند. به گفته او، نکته مهم این است که این دوگانهها متضاد خیر و شر نیستند، بلکه هر دو در شرایط مختلف برای سازمان ضروریاند و هنر مدیریت، ایجاد توازن میان آنهاست.
دکتر هاشمی با اشاره به رویکرد علمی کتاب تصریح کرد: نویسندگان با تکیه بر مفهوم «دوسوتوانی سازمانی»، تلاش کردهاند نشان دهند چگونه میتوان این دوگانهها را بهگونهای مدیریت کرد که در خدمت اهداف سازمان قرار گیرند و در نهایت، با معرفی مفهوم «چیرهدستی سازمانی»، یک گام فراتر از ادبیات کلاسیک مدیریت برداشتهاند.
وی «چیرهدستی سازمانی» را نوآوری مفهومی مهم کتاب دانست و گفت: این مفهوم از طریق «هوشمندی متعهدانه» مدیران شکل میگیرد و زمانی محقق میشود که رهبران سازمان بتوانند تضادهای فرهنگی و ساختاری ناشی از نوآوری، کنترل، کارآفرینی و بهرهبرداری را بهدرستی مدیریت کنند.
ایشان با اشاره به رشد قابل توجه مطالعات جهانی در حوزه دوسوتوانی و چیرهدستی سازمانی، تأکید کرد: کتاب چیرهدستی سازمانی از پشتوانه علمی و منابع معتبر برخوردار است و از این جهت میتواند هم بهعنوان یک کتاب درسی دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد و هم برای مدیران اجرایی، بهویژه مدیران جهاد دانشگاهی، کاربرد عملی داشته باشد.
دکتر هاشمی در بخش نقد ساختاری کتاب گفت: تمرکز گسترده کتاب بر مبانی دوسوتوانی، اگرچه از نظر علمی قابل دفاع است، اما باعث شده بحث «چیرهدستی سازمانی» که عنوان اصلی کتاب است، در بخشهای پایانی و با فاصله نسبتاً زیادی مطرح شود. به نظر او، در صورت تمرکز بیشتر و متوازنتر بر این بخش، نوآوری اصلی کتاب برجستهتر میشد.
وی در پایان تأکید کرد: با وجود این ملاحظات ساختاری، کتاب چیرهدستی سازمانی مسیری منسجم از ادبیات کلاسیک مدیریت تا یک نوآوری نظری جدید را طی میکند و میتواند مبنای فکری و عملی ارزشمندی برای پژوهشگران، دانشجویان و مدیران علاقهمند به آیندهنگری و نوآوری سازمانی باشد.
در ادامه نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر قبادی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تقدیر از تلاش مشترک مؤلفان در تبدیل دو رساله دکتری به یک اثر منسجم، این همکاری علمی را اقدامی کمنظیر و ارزشمند در فضای دانشگاهی کشور دانست و تأکید کرد که نفس همافزایی پژوهشی، یکی از نقاط قوت کتاب به شمار میرود.
وی نخستین محور نقد خود را «منطق و انسجام درونی کتاب» عنوان کرد و گفت: بهرغم غنای علمی اثر، پیوند منطقی میان برخی فصلها بهویژه فصلهای اول، دوم و هفتم برای خواننده بهطور کامل شفاف نیست و در مواردی همپوشانی و تکرار مفهومی میان این بخشها دیده میشود. به گفته او، جابهجایی برخی جداول و مثالها نیز باعث شده خواننده در تشخیص سیر منطقی مباحث با دشواری مواجه شود.
دکتر قبادی به عدم تعادل حجمی فصلها نیز اشاره کرد و افزود: برخی فصلها بسیار مفصل و طولانی و برخی دیگر کوتاهتر از حد انتظارند و این عدم توازن میتواند با ادغام یا بازآرایی مثالها و پیشرانهای مفهومی، به ساختاری متعادلتر تبدیل شود. وی پیشنهاد کرد پیشرانهای دوسوتوانی مانند نوآوری استراتژیک و جهتگیری کارآفرینانه، در قالب فصلهای محدودتر و منسجمتر ارائه شوند.
ایشان در بخش دوم نقد خود، به «ایده محوری کتاب» پرداخت و تصریح کرد: این پرسش جدی مطرح است که آیا «چیرهدستی سازمانی» با افزودن مفهوم «هوشمندی متعهدانه»، ادامه و تکامل نظریه دوسوتوانی سازمانی محسوب میشود یا مفهومی مستقل و متمایز است. به اعتقاد وی، این موضوع نیازمند دفاع نظری پررنگتر و گفتوگوی علمی گستردهتری میان صاحبنظران حوزه مدیریت است.
دکتر قبادی در ادامه، امکان کاربردپذیری مدل چیرهدستی سازمانی در جهاد دانشگاهی را محل تأمل دانست و گفت: جهاد دانشگاهی نهادی چندمأموریتی است و تقلیل مسیر آینده آن به یک الگوی مدیریتی خاص، هرچند جذاب و کارآمد به نظر برسد، ممکن است همه ابعاد مأموریتی این نهاد را پوشش ندهد. به گفته او، لازم است این مدل در کنار سایر نگاهها و الگوهای تحلیلی بررسی شود.
وی در بخش پایانی سخنان خود، با طرح یک نقد بنیادینتر، به شکاف میان «نظریههای مدیریتی» و «واقعیتهای اجرایی» اشاره کرد و افزود: حتی اگر مدل چیرهدستی سازمانی از نظر نظری درست و قابل توصیه باشد، تحقق آن نیازمند بسترهای نهادی، فرهنگی و سیاستی مناسب است. دکتر قبادی با استفاده از تمثیل «ماشین، راننده و جاده»، تأکید کرد که سازمانهای مدرن تنها با مدیران توانمند و مدلهای پیشرفته شکل نمیگیرند، بلکه به زیرساختهای کلان، قواعد پایدار و اقلیم نهادی مناسب نیز نیاز دارند.
او در پایان خاطرنشان کرد: کتاب چیرهدستی سازمانی با طرح یک ایده جدی و قابل مناقشه، زمینه گفتوگوی علمی درونسازمانی و بینرشتهای را فراهم کرده و ارزش آن، علاوه بر محتوای نظری، در برانگیختن همین گفتوگوها و مواجهه صریح ایدهها با یکدیگر است.
در بخش پایانی نشست نقد و بررسی کتاب چیرهدستی سازمانی، دکتر مجدالدین با نگاهی تحلیلی، به بررسی ابعاد مفهومی، نهادی و اجرایی الگوی ارائهشده در کتاب پرداخت و بر ضرورت توجه به زمینههای فراتر از سازمان تأکید کرد.
وی با اشاره به سطوح مختلف نظامهای اثرگذار بر سازمانها گفت: هیچ نظام صنعتی یا سازمانی بهصورت مستقل عمل نمیکند، بلکه در دل نظام اقتصادی، سیاسی و در نهایت فرهنگی یک جامعه معنا پیدا میکند. به گفته او، اگرچه در کتاب به «فرهنگ» اشاره شده، اما گاه این مفهوم از معنای کلان باورها و ارزشها، به «فرهنگ سازمانی» تقلیل یافته و این موضوع نیازمند شفافسازی مفهومی بیشتری است.
دکتر مجدالدین با تأکید بر اینکه «چیرهدستی سازمانی یک کلید یا نسخه آماده نیست»، تصریح کرد: نمیتوان انتظار داشت با ارائه یک مدل، سازمانها بهطور خودکار به چیرهدستی برسند؛ این مفهوم بیش از آنکه یک راهحل ساده باشد، حاصل تعامل پیچیده ساختار، فرهنگ، رهبری و محیط نهادی است.
وی با اشاره به تجربه تاریخی نهادهای برخاسته از انقلاب اسلامی، جهاد دانشگاهی را در زمره نهادهایی دانست که نشانههایی از چیرهدستی را در بقا، توسعه و اثرگذاری اجتماعی خود نشان دادهاند و افزود: تداوم حیات و گسترش برخی نهادها در مقایسه با نهادهایی که ادغام یا حذف شدهاند، خود میتواند شاخصی از چیرهدستی سازمانی تلقی شود.
ایشان ، «نیروی انسانی متخصص و متعهد» را یکی از عوامل کلیدی چیرهدستی جهاد دانشگاهی برشمرد، اما در عین حال هشدار داد: حفظ این تعهد ارزشی و فرهنگی یک فرایند دائمی است و اگر مؤلفههایی مانند باورهای دینی، روحیه جهادی و سرمایه فرهنگی تضعیف شود، سازمان نیز بهتدریج مزیت چیرهدستی خود را از دست خواهد داد.
دکتر مجدالدین در نقد ساختاری کتاب گفت: تمرکز اصلی کتاب در مقدمه و بخشهای ابتدایی بر «دوسوتوانی سازمانی» است، اما در فصلهای پایانی، تمرکز بهطور خاص بر جهاد دانشگاهی معطوف میشود. به اعتقاد او، لازم بود از ابتدا تصریح شود که این کتاب، یک مطالعه موردی عمیق بر جهاد دانشگاهی است تا انتظار خواننده بهدرستی مدیریت شود.
وی همچنین با تأکید بر نقش پیروان و کارکنان در تحقق چیرهدستی سازمانی خاطرنشان کرد: رهبر یا مدیر چیرهدست بدون نیروی انسانی چیرهدست معنا ندارد و انتظار میرود کتاب بهصورت مبسوطتری به ویژگیها، فرایند جذب، آموزش، نگهداشت و توسعه منابع انسانی متناسب با سازمانهای چیرهدست بپردازد.
دکتر مجدالدین در پایان، ضمن تقدیر از اصالت و بومیبودن اثر، کتاب چیرهدستی سازمانی را تلاشی ارزشمند در فاصله گرفتن از الگوهای صرفاً ترجمهای دانست و تأکید کرد: قوت اصلی کتاب در طرح یک ایده بومی و گشودن باب گفتوگوی علمی درباره امکان تحقق چیرهدستی در سازمانهای ایرانی، بهویژه جهاد دانشگاهی است.