کتاب «مسئلۀ ایران؛ علوم اجتماعی نابسامان» نوشتۀ دکتر مهدی حسینزاده یزدی و دکتر سید محسن مالباشی، به نقد رویکردهای روششناختی در پژوهشهای مسائل اجتماعی ایران میپردازد. ایده محوری این کتاب آن است که بخش عمدهای از تحقیقات اجتماعی در ایران از آشفتگی پارادایمی و روششناختی رنج میبرند. به این معنا که پژوهشگران اغلب بدون التزام به پیشفرضهای منسجم یک پارادایم مشخص (نظیر اثباتگرایی یا تفسیرگرایی)، مفاهیم و روشهای ناهمساز را با هم ترکیب میکنند. نویسندگان استدلال میکنند که این فقدان انسجام پارادایمی، خلط مباحث روش و روششناسی، و آشفتگی در مفاهیمی چون تبیین، پیشبینی و بیطرفی ارزشی، باعث شده تا علوم اجتماعی ایران در تبیین، پیشبینی و ارائه راهحل برای مسائل حاد جامعه (مانند طلاق، فقر و حاشیهنشینی) ناکام بماند. در نتیجه، برای حل «مسئلۀ ایران»، افزایش کمّی مقالات کافی نیست؛ بلکه تولید دانشی کارآمد نیازمند بازنگری انتقادی، داشتن روششناسی روشن و دستیابی به انسجام پارادایمی در تحقیقات علوم اجتماعی است.
فصل نخست: پارادایم اثباتگرایی 37
فصل دوم: پارادایم تفسیرگرایی 97
فصل سوم: روششناسی پژوهشها 139
فصل چهارم: جمعبندی و نتیجهگیری 249
| دسته بندی موضوعی | موضوع فرعی |
| علوم انسانی |
علوم اجتماعی
مديريت علوم اجتماعی |